محمد رضا واليزاده معجزى
351
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
با دست اشاره مىكرد كه به خاك بيفتيد . به خاك بيفتيد . مردم بيچاره هم به خاك افتاده زمين اطاعت را بوسيدند . خود شاهزاده از خاك افتادن مردم مىخنديد و به توپخانه كه رسيد مرتضى خان شجاع لشگر اردلان را كه رياست توپخانه را داشت امر داد و او را دراز كردند و كتككارى نمودند كه چرا توپ كم صدا بود ! به دار الحكومه كه رسيد ، شيخ رضا حجة الاسلام عبد الرزاق ، شيخ الاسلام و شيخ محمد مردوخ و ملا على نقى سلطان العلماء تا دم دروازه قابچى به استقبال او رفتيم و به معيت او ميان اطاق كه رسيديم ، شاهزاده بدون اينكه بنشيند سر پا شروع كرد به بيانات گنده و زمخت و توپ گفتن كه من حاكم نيستم . من مالك الرقاب هستم . شاه بابام كردستان و گروس را به من بخشيده و من بر حيات و ممات اهالى كردستان و گروس مختار و مسلط هستم . هركس را اعدام كنم يا با هركس عطوفت و محبت داشته باشم ، كسى از من نمىپرسد . » همراهان شاهزاده در مأموريت كردستان و گروس عبارت بودند از : مظفر الدوله پسر ركن الدوله ، امين الدوله ، نصير الملك شيرازى وزير و پيشكار ، امين السلطنه ، ميرزا حبيب اللّه على آبادى منشى باشى ، عاصم الملك فراشباشى ، ملك المتكلمين و شيخ شيپور هم از دوستان و نديمان شاهزاده و غالبا با او بودند . سالار الدوله در كردستان نتوانست رضايت مردم را جلب سازد و به تصور اينكه مردم فعلى همان اشخاص ده سال پيش مىباشند ، شروع به ظلم و ستم نسبت به اشخاص نمود . مشاغل را از عدهاى گرفت و به عده ديگر كه پول زياد به او مىدادند ، واگذار كرد . عدهاى از ثروتمندان را توقيف ساخت و بعد از اخذ وجوه كلان مرخصشان كرد . درصدد تصرف قراء و اراضى حاصلخيز برآمد و آنها را با فشار از صاحبان خريدارى كرد . خلاصه كلام آنقدر نسبت به مردم اذيت و آزار كرد و به حقوق آنها تجاوز نمود كه آنها به ستوه آمده و شكايت دستهجمعى به شاه و عين الدوله تقديم و چون مشاراليه درصدد توقيف سران شاكيان برآمد ، عدهاى او را اغفال كرده ، بهطور محرمانه از سنندج گريخته به تهران رفتند . در تهران به شاه عرض حال دادند و عين الدوله كه از سابق ميانه خوشى با سالار الدوله نداشت ، شكايات آنها را با آب و تاب شاخ و برگ داده به عرض شاه رسانيد و بالاخره او را به تهران احضار كردند و مشاراليه در 11 شوال همان سال از سنندج به تهران حركت كرد . چنانكه بعدا به نظر خوانندگان خواهد رسيد آشنايى ملك المتكلمين در مأموريت كردستان با شاهزاده - كه به وسيله نصير الملك شيرازى كه خود از احرار و آزادىخواهان بنام